تاثیر پذیری تحولات ژئوپلیتیک ایران از استراتژی آمریکا در خاورمیانه

قسمتی از متن پایان نامه :

ژئوپلیتیک جنگ سرد

از مهم­ترین پیامدهای فروپاشی نظام دو قطبی، اهمیت تأثیر مناطق در مباحث امنیتی می باشد، تحولی که پیش از آن در ساختار متصلب دوران جنگ سرد، امکان­پذیر نبود. پیدایش زمینه­های مختلف درگیری، مناقشه و جنگ از یک­ سو و شکل­گیری روندهای جدید همکاری­جویانه در قالب سازمان­های منطقه­ای از سویی دیگر، وضعیت جدیدی را در فضای پس از جنگ سرد به نمایش گذاشت. (داداندیش و کالجی، 1389،ص76) یکی از نتایج قابل توجه پایان جنگ سرد، ظهور مناطق و مجموعه­های امنیتی جدید در جمهوری‌های به جا مانده از اتحاد جماهیر شوروی پیشین بود. «می‌توان منطقه قفقاز جنوبی را به دلیل وجود سیاست­های رقابت­جویانه دولت­های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، موجودیت بازیگران غیر دولتی و چالش‌های درونی و بیرونی آن، یک مجموعه امنیتی یا مجموعه استراتژیک یکپارچه[1] دانست».

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، قفقاز به مکانی برای شدیدترین منازعات قومی و سیاسی در منطقه تبدیل گردید. مناقشات خونین و تداوم معضلات قومی در قفقاز در کنار اقدامات غیر مسئولانه بعضی از قدرت‌ها، این منطقه را مستعد بروز درگیری‎ و منازعه نمود. وجود اختلافات در منطقه و نگرانی‌های امنیتی کشورها موجب گردید امکان فعالیت‎های اقتصادی سازنده و تعامل مثبت میان کشورهای منطقه و همسایگان به حداقل برسد و هنوز بسیاری از منازعات به وجود آمده پس از استقلال جمهوری‎های سه گانه قفقاز، با گذشت دو دهه هنوز حل و فصل نشده‌اند. (واعظی، 1388،صص110-102)

در دو دهه گذشته در این منطقه همواره شاهد اتفاقات ناگواری بوده‌ایم که بر پیچیدگی شرایط افزوده می باشد که آخرین نمونه آن بروز جنگ در گرجستان می‌باشد. مطالعه مجموعه شرایط و تحولات در قفقاز حاکی از آن می باشد که موضوع امنیت یکی از کلیدی‌ترین مسائل این منطقه می‌باشد و مهمترین پرسش در این بین عبارت از این می باشد که چگونه می‌توان به امنیت پایدار در منطقه دست پیدا نمود؟ این مقاله کوشش می‌‌کند تا پاسخ به این پرسش را در قالب این مبنای نظری که «امنیت پایدار تنها زمانی قابل دستیابی می باشد که تمامی نیروهای مؤثر در سطح منطقه تثبیت و حفظ وضع موجود را به نفع خود ارزیابی کنند»، مورد مطالعه قرار دهد. فرض ما این می باشد که پس از بحران اوت ٢٠٠٨ گرجستان، اگرچه تا حدودی فضای امنیتی منطقه با تحولات مثبت روبه‌رو بوده می باشد، اما این تحولات هنوز تا رسیدن به شرایط مطلوب و مورد اجماع تمامی نیروهای مؤثر در منطقه فاصله دارد.

صاحب­­نظران مختلفی با نقد دیدگاه‌های کلاسیک منطقه­گرایی افرادی مانند ارنست هاس،[2] مایکل برچر،[3] بروس روست[4]، کانتوری[5]و اشپیگل،[6] کوشش نمودند نظریه و تعریف جدیدی را از پویش جدید منطقه­گرایی ارائه دهند که قابلیت انطباق بیشتری با شرایط و تحولات پس از جنگ سرد داشته باشد.

در این راستا یکی از مهم­ترین گام­ها در مسیر تبیین نظری مطالعات منطقه­ای (در بعد امنیتی) از سوی نظریه­پردازان مکتب کپنهاگ بویژه چهره شاخص آن بری بوزان برداشته­گردید. دغدغه بوزان برای تبیین جدیدی از مفهوم امنیت به دهه 1980 باز می­گردد. آن هنگام که برای نخستین بار «نظریه مجموعه امنیتی کلاسیک»[7] را در ویرایش اول کتاب «مردم، دولت­ها و هراس»[8] در سال 1983 مطرح نمود. ­در این نظریه بوزان دو گام مهم در تحلیل مفهوم امنیت برداشت: «نخست در نظر داشتن سطح تحلیل منطقه­ای بر پایه ماهیت ارتباط­ای امنیت و درک آن به عنوان یک پدیده به هم وابسته (­­و نه صرفاً یک موضوع جدا از هم) و دوم ترسیم طیف کاملی از لایه­های تحلیل». (Buzan,1983,­pp.105-115)

[1] .Unified Strategic

[2] .Ernest B. Haas

[3] . Michael Brecher

[4] . Bruce Russett

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[5] . Louis J. Cantori

[6].  Steven L. Spiegel

[7] . Classical Security Complex Theory

[8] . People, State and Fear

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

  • شناسایی استراتژی دولت آمریکا در منطقه خاور میانه
  • ایجاد راهکارهای موثر در پیامدهای استراتژی دولت آمریکا در خاور میانه
  • کوشش در جهت ایجاد همگرایی با کشورهای خاور میانه در مقابله با استراتژی آمریکا در خاور میانه

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه