عنوان کامل پایان نامه :

 تاثیر پذیری تحولات ژئوپلیتیک ایران از استراتژی آمریکا در خاورمیانه

قسمتی از متن پایان نامه :

استراتژی امریکا در خاورمیانه

نوام چامسکی در کتاب 11 سپتامبر و حمله‌ی آمریکا به عراق آورده می باشد که 11 سپتامبر مبداء تحولات پیچیده‌ای در روابط میان کشورهای پیشرفته مخصوصاً ایالات متحده آمریکا و ملل جهان سوم گردید که از آن جمله میتوان حمله‌ی تمام‌عیار آمریکا به افغانستان و سپس به عراق را نام برد (چامسکی، 1381).

حملات یازدهم سپتامبر و تحولات و ضرورتهای ناشی از جنگ با تروریسم، واشنگتن را ناگریز به ارزیابی مجدد سیاست خارجی خود نمود. سیاستهای خاورمیانه‌ای آمریکا تا مدتها معطوف به طرفداری و پشتیبانی از حکومت‌های اقتدارگرا اما هم‌پیمان و حافظ منافع واشنگتن در منطقه بود. حفظ ثبات، به عنوان محور اصلی این رویکرد، شاکله‌ی کلی سیاستهای خاورمیانه‌ای آمریکا را تشکیل میداد. با تقویت و تحرک بیشتر گرایش‌های ضدآمریکایی و وقوع حملات 11 سپتامبر در خاک آمریکا، سیاستمداران کاخ سفید به سمت اتخاذ رویکرد امنیتی به جای حفظ ثبات در منطقه تغییر جهت دادند (واعظی، 1386).

در کنار حفظ استقلال که تمامی بازیگران آنرا حیاتی می‌یابند و جلوگیری از شکل‌گیری یک قدرت هژمون که به ضرورت تهدیدکننده‌ی استقلال به شمار می رود، آمریکا در چارچوب مفهومی وسیعتر از منافع ملی به شکل دادن استراتژی از همان آغاز اقدام نمود (دهشیار، 1385: 154).

آمریکا بعد از جنگ سرد، قدرت مسلط و بی‌زیرا وچرا در جهان بود. در نتیجه می‌توانست دیدگاهها، منافع و ارزشهای خود را بر جهان تحمیل نماید و حوزه‌ی نفوذ خود را گسترش دهد. اما دگرگونی در سیستم بین‌المللی (نه خود سیستم بین‌المللی که دارای ماهیت آنارشی‌گونه می‌باشد) که از نظام دوقطبی به تک‌قطبی تبدیل شده بود، سیاست خارجی آمریکا را با خلائی مواجه نموده، و آن فقدان مسئولیت و مأموریت جهانی

برای این کشور بود (دهشیار، 1381: 63).

در واقع، سقوط شوروی به عنوان رقیب و دشمن ایدئولوژیک، دنیای غرب، به رهبری آمریکا را با مشکل توجیه ضرورت گسترش منافع مواجه نمود. به بیانی دیگر، دولت آمریکا به دلیل حذف دشمن یا رقیبی که تمامی سیاستهای امنیتی و ره‌نامه‌های نظامی خود را بر پایه‌ی ضدیت و مهار آن کشور تنظیم می‌نمود، دچار ابهامات راهبردی و بحران توجیه گردید. به این ترتیب با دگرگونی ساختاری نظام بین‌الملل، سرشت بازیگران

براساس شرایط نوظهور، اهداف، و ابزارهای سیاست خارجی دگرگون گردید. ایالات متحده که دارای شاخصه‌ایی از مداخله‌گری ساختاری بود و این طریقه را از زمانی که به عنوان نظام سیاسی مستقل وارد حیطه گذاشته به گونه‌ای فزاینده مورد پیگیری قرار می‌داد، موفق گردید که بعد از کاهش مقاومت‌های ساختاری در چارچوب نظام دو قطبی، اهداف توسعه‌طلبانه‌ی خود را در پوشش الگوهای مطلوب و آزادمنشانه مورد پیگیری قرار دهد. به و تأثیر ملی این ترتیب می‌توان ملاحظه نمود که جهت‌گیری ایالات متحده در دوران بعد از جنگ سرد با تغییرات کمی و کیفی نسبت به دوران گذشته روبه‌رو گردیده می باشد. براساس جهت‌گیری و تأثیر ملی کشورها، سطح درگیری، اندازه مداخله‌گرایی و ابزارهای آن مشخص و تعیین می شوند (متقی، 39-1376: 40 ).

در چنین شرایطی، ایالات متحده هیچ کشور یا تهدیدی را در جایگاهی نمی دید که بتواند آنرا به گونه ای متقاعدکننده، علیه خود قلمداد کند. پدیدار شدن چالش هویتی برای آمریکاییها و بارز شدن این پرسش که بدون جنگ سرد چه ویژگی برای آمریکایی بودن هست، سبب ایجاد خلأهای مفهومی در زمینه‌ی تعیین اولویتها و منطق برنامه‌ریزی گروهی برای ایالات متحده گردید. ادغام ابزار در اهداف در دوران گذار، بحران

مسئولیت‌پذیری و بحران هویت، سبب گردید تا مطابق نظر کاندولیزا رایس، ایالات متحده تعریف منافع ملی خود را در غیاب قدرت تهدیدکننده شوروی، بسیار دشوار ببیند (سنشناس، 1384: 133) و حتی تعارض ایدئولوژیک پیشین به متن جامعه ی آمریکا کشیده گردید و توان بسیج دولت تا حد زیادی کاهش پیدا نمود. اما بهره گیری‌ی مناسب دولت بوش از شرایط فراهم آمده ناشی از 11 سپتامبر باعث گردید تا دولت ضعیف وی به مقتدرترین دولت پس از روزولت تبدیل گردد (نصری، 1381: 683).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  • شناسایی استراتژی دولت آمریکا در منطقه خاور میانه
  • ایجاد راهکارهای موثر در پیامدهای استراتژی دولت آمریکا در خاور میانه
  • کوشش در جهت ایجاد همگرایی با کشورهای خاور میانه در مقابله با استراتژی آمریکا در خاور میانه

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه