تحلیل اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان متوسطه شهرستان رودبار

قسمتی از متن پایان نامه :

2ماهیت و قلمرو جغرافیای سیاسی

ظهور جغرافیای سیاسی به صورت یک شاخه منسجم جغرافیای انسانی از پدیده های قرن بیستم می باشد.جغرافیای سیاسی به عنوان شاخه ای از جغرافیای انسانی طی دو دهه اخیر  با در نظر داشتن مکتب های جدید فکری و بهره گیری از روش های علمی جایگاهی مهم در میان علوم اجتماعی یافته می باشد.کمک جغرافیدانان سیاسی به پیشبرد مطالعات علوم اجتماعی ،به ویژه رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل،از دو جهت قابل توجه می باشد:یکی با مطالعه تاثیرات عوامل متغییر فضایی،نظیر مکان،جایگاه،چهره زمین،فرهنگ و شیوه های فرهنگی و ادراک و تصمیم گیری بر استقرار حکومت ها و روابط میان آنها  و دیگری با مطالعه نحوه اثر گذاری عوامل سیاسی،نظیر قدرت،قلمرو خواهی ،ترس و درگیری بر محیط زیست و چشم انداز جغرافیایی.فراتر از آن جغرافیدانان مطالعات خود را در مقیاس های مختلف محلی،ملی و جهانی انجام می دهند.(میرحیدر،3:1385)

امروزه طبق آخرین تعریف، تأثیر ویژه جغرافیای سیاسی تحلیل فضایی پدیده‌های سیاسی و شناسایی فرایندهای سیاسی می باشد. هارتشورن در سال 1954 اولین تعریف منسجم زیر را که اغلب جغرافیدانان آن را پذیرفتند، ارائه داد. «جغرافیای سیاسی، تفاوتها و تشابهات سیاسی منطقه ای و ارتباط آنها را با سایر تفاوت‌ها و تشابهات جغرافیایی مطالعه می‌‌کند».   با توسعه جغرافیای سیستماتیک و تئوریک نیاز به یک تعریف جدید احساس می‌گردید.در اواخر دهه شصت ارائه و تعریف تغییرات دیدگاهی، این علم را پدیدار ساخت. جکسون کار اساسی جغرافیای سیاسی را مطالعه پدید‌ه‌های سیاسی در جایگاه منطقه‌ای آنها تعریف نمود، در حالی که آکادمی ملی علوم در کمیته ویژه جغرافیا مصالحه‌ای میان دیدگاه‌ها ایجاد کرده و کار اساسی جغرافیای سیاسی را مطالعه ‌کنش متقابل منطقه جغرافیایی و فرآیند سیاسی دانست. دو تن از جغرافیدانان به نامهای کوهن و رزنتال با بهره گیری از متدولوژی جدید الگویی طرح کردند که تأثیر سیاسی بشر در جامعه و ارتباط آن با سرزمین و نتایج حاصل از این ارتباط را در تشکیل نظام سیاسی نشان می‌دهد.در این الگو تأثیر سیاسی بشر بصورت ایدئولوژی سیاسی، ساختار سیاسی و تصمیم‌های اجرایی بروز می کند.  فرآیندهای سیاسی از نیروهای اجتماعی به وجودآورنده آنها جدا نیست زیرا این نیروها به نهادهای سیاسی شکل می‌دهند و فرآیند سیاسی نیز از طریق همین نهادها اقدام می کند. پس نظام سیاسی از نیروهای اجتماعی فرآیند سیاسی و فضای جغرافیایی مربوط به آن (که با هم‌کنش متقابل دارند) تشکیل می گردد. نظام سیاسی نیز طیف وسیعی دارد که دو سر آن را نظامهای کاملاً باز و یا کاملاً بسته تشکیل می‌دهند. تقریباً تمام نظامها جایی را بین این دو سر افراط و تفریط اشغال می‌کنند. ارتباط نظام سیاسی با سرزمین مستقیم و گسترده می باشد. نظام باز، چشم‌اندازی به وجودمی‌آورد که محصول وابستگی متقابل می باشد. برای مثال از الگوهای فشرده سکونت، نمادهای بهره‌برداری متمرکز از منابع، توسعه بندرهای ورودی و پیدایش علامتهای بین‌المللی می‌توان نام برد. در نظام بسته، زیرا هدف خودکفایی می باشد، چشم‌انداز بصورت دیگری ظاهر می گردد در این نظام الگوهای سکونت به صورت پراکنده ( نه مجتمع ) و بهره‌برداری از منابع بصورت غیر متمرکز و گسترده، نمایان می شوند در این نظام به ایجاد تسهیلات و امکانات رفاهی در مکان مرکزی توجه بیشتری می گردد و علامتها و شعارهای ملی، جانشین نمادهای بین‌المللی می گردد. پس بر اساس اندازه باز و بسته بودن نظام سیاسی، تغییر چشم‌انداز را می‌توان پیش‌بینی نمود( www.ngdir.ir

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  1. تحلیل مولفه های تاثیرگزاربر اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
  2. شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  3. تبیین اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان رودبار
  4. مطالعه و آشنایی اطلاعات جغرافیای سیاسی دبیران و دانش آموزان مقطع متوسطه  شهرستان رودبار

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه