تاثیر پذیری تحولات ژئوپلیتیک ایران از استراتژی آمریکا در خاورمیانه

قسمتی از متن پایان نامه :

امنیت مبتنی بر مشارکت و همکاری علاوه بر گسترش تعریف امنیت فراسوی دغدغه‌های سنتی نظامی که شامل نگرانی‌های اجتماعی، اقتصادی و محیط می گردد، برای عمق بخشیدن به فهم متقابل بودن امنیت کوشش می کند. این رویکرد بیش از آن که یک مجموعه از فرمول‌ها را پیرامون چگونگی ایجاد نظام‌های امنیت منطقه‌ای مطرح کند، فرآیندی تدریجی می باشد که درصدد شکل دادن به گرایش‌های سیاست سازان دولت در مورد امنیت می‌باشد و بدیل‌هایی برای تعریف امنیت پیش روی تمرکز محدود صرفاً نظامی ارائه می کند. رویکرد یاد شده بیش از رویارویی به مشاوره، بیش از بازدارندگی به اطمینان، بیش از پنهانکاری به شفافیت، بیش از تنبیه به ممانعت و بیش از یکجانبه‌گرایی بر وابستگی متقابل تأکید می کند. (اسنایدر، 1380، ص 295)

در رویکرد امنیتی مبتنی بر مشارکت و همکاری، توسعه درک منطقه‌ای از متقابل بودن امنیت مورد توجه قرار می‌گیرد و بیش از بازدارندگی، مفهوم اطمینان بخشی متقابل مورد تأکید قرار می‌گیرد. افزایش چنین اطمینانی می‌تواند معمای امنیت را که ذاتاً در استراتژی‌های واقع‌گرای مبتنی بر سیاست قدرت نهفته می باشد، تا حدودی حل کند. این رویکرد برای تسهیل پیوند بین طیف وسیعی از مسائل سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی طراحی شده و در صدد ایجاد اعتماد بین دولت‌های منطقه‌ای از طریق بحث، مذاکره، همکاری و توافق می باشد. توسعه امنیت مبتنی بر همکاری فرآیندی تکاملی می باشد و به وسیله طرحی بزرگ هدایت نمی‌گردد بلکه از طریق ایجاد مجموعه‌ای از ابزارها که به گونه‌ای مجزا به اصول امنیت مبتنی بر همکاری کمک می‌کنند، به دست می‌آید. (اسنایدر، 1380،ص 296)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

امنیت مبتنی بر همکاری و مشارکت در وهله اول بر ممانعت از کشمکش‌های بین دولتی، متمرکز می باشد. همچنین از امنیت مبتنی بر همکاری برای حفظ امنیت افراد یا گروه‌ها در دولت‌ها بهره گیری می گردد. این رویکرد به شنیده شدن صداهای غیردولتی نیز توجه دارد و علاوه بر تأکید بر گسترش باب گفتگو و همکاری میان دولت‌های منطقه‌ای، گفتگوهای امنیتی غیر رسمی میان عناصر غیردولتی مانند نخبگان و دانشگاهیان را نیز مدنظر قرار می‌دهد. از این‌رو، رویکرد مذاکره در جهت تشویق امنیت مبتنی بر همکاری و مشارکت علاوه بر بازیگران ملی، بازیگران و صداهای فروملی را نیز در یک سطح پایین‌تر و مکمل مورد توجه قرار می‌دهد. (اسنایدر، 1380، ص 297)

3-2-2-2 ژئوپلیتیک ایران پس از جنگ سرد

قفقاز به دلیل جایگاه و ویژگی‎های خاص خود همواره به عنوان منطقه‎ای مهم و استراتژیک تلقی می‌شده می باشد. پس از فروپاشی شوروی و ظهور سه کشور مستقل در قفقاز بر اهمیت این منطقه افزوده شده می باشد.

هر سه کشور منطقه قفقاز جنوبی در فرایند پر فراز و نشیب دولت-ملت­سازی شرایط شکننده­ای را در حوزه­های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تجربه نموده­اند. مجموع تحولات دو دهه اخیر حاکی از آن می باشد که «منطقه قفقاز جنوبی به لحاظ حاکمیت ساختارهای دموکراتیک، وارد حوزه سیاسی خاکستری شده می باشد. کشورهای منطقه واجد بعضی مولفه­های زندگی دموکراتیک هستند، لکن هنوز از رکود دموکراتیک که شامل ایفای تأثیر ضعیف از سوی شهروندان، سطوح پایین مشارکت سیاسی، سوء­بهره گیری مکرر از قدرت توسط مقامات دولتی، برگزاری انتخابات با مشروعیت مبهم، سطوح بسیار پایین اعتماد عمومی به موسسات دولتی و ضعف نهادینه دولت­ها می باشد، رنج می­برند. بدین ترتیب، نقصان دموکراسی، فساد اقتصادی، فقر عمومی، سطوح پایین تعامل اقتصادی با بازارهای جهانی و نهایتاً عمیق­تر شدن شکاف میان حاکمان و عموم مردم، وضعیت را در قفقاز جنوبی بیش از پیش نگران­کننده کرده­می باشد». (Carothers, 2002, p.243-276)

منطقه قفقاز براساس معیارهای بوزان به لحاظ امنیتی منطقه‌ای پیچیده به حساب می‌آید و در نظر داشتن این منطقه از این منظر درک بهتری از چالش‌های امنیتی خاص آن ارائه می‌دهد. وزن استراتژیک منطقه قفقاز مبتنی بر چند عامل می باشد:

الف) بی‌ثباتی منطقه‌ای ـ این منطقه دستخوش منازعه مسلحانه و بی‌ثباتی بوده می باشد و مستعد آن می باشد که بیشتر در گرداب این منازعات و بی‌ثباتی‌ها فرو رود؛

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

 

  • شناسایی استراتژی دولت آمریکا در منطقه خاور میانه
  • ایجاد راهکارهای موثر در پیامدهای استراتژی دولت آمریکا در خاور میانه
  • کوشش در جهت ایجاد همگرایی با کشورهای خاور میانه در مقابله با استراتژی آمریکا در خاور میانه

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه